بسم الله الرحمن الرحیم

 

گزیده ای از کتاب ارزشمند حکمت نامه لقمان اثر حجة الاسلام محمد محمدی ری شهری

 

ü1- حکمت را از که آموختی ؟

لقمان را گفتند حکمت را از که آموختی ؟ گفت : از نابینایان که تا جای نبینند پای ننهند .

 

گلستان سعدی دیباچه ص 72

-------------------------

ü2- ارزش ذاتی حکمت

علی (ع) می فرمایند : لا تنظر الی من قال و انظر الی ما قال : به آنکه میگوید منگر ، به آنچه می گوید بنگر .

غررالحکم ج 2 ص 438

----------------------------

ü3- نقش انگشتر لقمان

غزالی نقل کرده است که بر انگشتر لقمان این جمله منقوش بوده است : الستر لما عاینت احسن من اذاعة ما ظننت

    پوشاندن آنچه دیدی بهتر است از افشای آنچه گمان داری

 

احیاء العلوم ج 2 ص 475

---------------------------------

ü4- نرود میخ آهنین در سنگ

آهنی را که موریانه بخورد               نتوان برد از او به صیقل، زنگ

      با سیه دل، چه سود ، گفتن وعظ؟             نرود میخ آهنین در سنگ           

 

گلستان سعدی  ص 111

----------------------------------

ü5- پس از 3 هزار سال زندگی خانه ای نساختی !

هیچ یک از آدمیان را عمر چو لقمان نبوده است . سه هزار سال عمر داشت , چون عمرش به آخر رسید . ملک الموت بیامد . او را دید در میان نیستان نشسته ، زنبیل می بافد . او را گفت : پس از 3 هزلر سال عمر برای خود خانه ای نساختی؟ پاسخ داد : ابله است آنکه چون تویی در پی اش بود و اورا پروای خانه ساختن باشد !

گلستان سعدی  

--------------------------------

ü6- لقمان از چه رو لقمان حکیم شد ؟

 

مردی در برابر لقمان ایستاد و پرسید: آیا تو همان برده بنی نحاس ، آن چوپان سیاه لقمانی ؟ گفت آری . پرسید چه چیزی باعث شده که مردم در خانه تو ازدحام کنند و گفته هایت را بپذیرند ؟ پاسخ داد : اگر انجام دهی آنچه را که من انجام می دهم مانند من خواهی شد. پرسید چه کارهایی ؟ گفت :

فرو بستن چشمم ، نگهداری زبانم ،پاکی خوراکم ، پاک دامنی ام ، وفای به عهد و پایبندی به پیمانهایم ، مهمان نوازیم، پاسداشت همسایه ام و رها کردن کارهای نا مربوط .

 

البدایة النهایه ج 2 ص 124

--------------------------------

ü7- حکمت سلمان همپای حکمت لقمان

 

امام صادق (ع) در حدیثی زیبا فرموده اند :

سلمان در پاسخ پرسشهای پیامبر(ص) از اصحاب خود که پرسید : آیا کسی در جمع شما هست که روزها را روزه بگیرد ، شبها را به عبادت بگذراند و همه سال روزه دار باشد ؟  سلمان پاسخ داد من هستم . اصحاب بر آشفتند و دلایلی بر رد این ادعای سلمان آوردند . سلمان گفت : من در هر ماه سه روز روزه می گیرم و خداوند وعده داده است : هر که نیکی کند 10 برابر پاداش دارد . سلمان ادامه داد  من هر شب با طهارت می خوابم و پیامبر (ص) می فرمایند : هر کس با طهارت بخوابد گویا همه شب را بیدار مانده است . و در پایان گفت : من هر روز 3 بار قل هو الله را میخوانم و باز پیامبر فرموده : هر کس در روز 3 بار قل هو الله را بخواند گویی تمام قرآن را ختم کرده است .

 

امالی صدوق ص85 ح 54

---------------------------

ü8- قضای حاجت را طولانی نکنید

گفته شده که مولای لقمان به قصد قضای حاجت رفت  مدتش طولانی شد . لقمان او را ندا داد : طولانی نشستن برای قضای حاجت کبد را به درد می آورد ، موجب بواسیر می شود و حرارت و تب را به سر منتقل می کند. بدین خاطر سبک بنشین و سبک پاشو . راوی می گوید : لقمان حکمتش را بر در مکان قضای حاجت بنویسند .

 

مجمع البیان ج 2 ص 495

----------------------------

ü9- فرا گیری دانش بخاطر ...

 

امام صادق (ع)  فرموده اند :

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

دانش را برای فخر فروشی نزد دانشمندان ، یا نزاع با سفیهان و یا زینت مجالس نیاموز و همچنین آن را از سر بی رغبتی  و تمایل به نادانی رها نکن .

بحار الانوار ج 13 ص 417

---------------------------------

ü10- آنچه را آموختی به صحنه عمل در آور سپس ...

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

تا وقتی که به دانسته های پیشین خود عمل نکرده ای ، در یادگیری آنچه نمی دانی خیری نیست ; چرا که مثل آن مثل کسی است که هیزمی را جمع کرده و یک بسته آن را بر می دارد و در حالی که ناتوان از حمل آن است  . یک بسته دیگر را بر آن می افزاید .

-----------------------------

ü11- خدایا مرا بیامرز

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

زبانت را به ] ذکر [ " خدایا مرا بیامرز " عادت بده ; زیرا خداوند را لحظاتی است که سائل را در آن دست خالی باز نمی گرداند .

الدر المنصور ج 6 ص 513

----------------------------

ü12- از خدا هم بیم داشته باش و هم امید

امام صادق (ع)  فرموده اند :

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

از خدا چنان بترس که اگر قیامت را با همه خوبیهای انس و جن در یابی ، باز هم هراس داشته باشی که خداوند عذابت کند . و به خدا چنان امیدوار باش که اگر قیامت را با همه بدیهای جن و انس دریابی ، امیدوار باشی که خداوند ترا می آمرزد.

 

بحار الانوار ج 13 ص 412

----------------------------

ü13- اگر در مجلسی وارد شدی که ...

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

در مجلسی که یاد خدا در آن نمی شود ننشین . زیرا اگر تو عالم باشی، علمت تو را سودی نمی رساند و اگر کودن باشی ] اهل آن مجلس [ بر کودنی تو می افزایند و اگر خداوند بعد از آن با سخطش با آنان رفتار کند تو را هم در بر می گیرد .

ارشاد القلوب ص 72

----------------------------

ü14- تولدت برابر است با پشت به دنیا کردنت

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

تو از همان هنگام که از شکم مادر بدنیا آمدی رو به آخرت کردی و به دنیا پشت نمودی . پس بین دو خانه قرار گرفته ای که به یکی نزدیک و از دیگری دور می گردی، همت خود را جز برای آباد ساختن خانه ای که بدان نزدیک می شوی قرار مده زیرا برای همین آفریده شده ای و مامور تلاش برای آن گشته ای .

بحار الانوار ج 13 ص 429

---------------------------

ü15- یکی از راههای کسب عزت

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

به قسمت الهی قانع باش تا زندگی ات پاک شود ، پس اگر خواستی عزت دنیا را گرد آوری ، طمع خود را از آنچه در دست مردم است ببر . همانا پیامبران و صدیقان به اندازه قطع طمعشان ، به آن مقامات رسیدند

قصص الانبیاء ص 195

--------------------------------

 

ü16- دارایی تو آن است که پیش فرستاده ای

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

 

دارایی خود را ضایع نکن ، در حالی که دارایی دیگری را سامان می دهی ; چرا که دارایی تو آن است که پیش فرستاده ای و دارایی دیگری آن است که پس انداختی و باقی گذاشتی .

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر ج1 ص 162

----------------------------

ü17- نیکیهایت را فراموش کن

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

گناهانت را تا روز مرگ پیش چشمانت قرار ده ، اما از نیکی هایت غافل شو ; چرا که آنها را کسی که می شمارد ، فراموش نخواهد کرد .

----------------------------------

ü18- اگر روزی فقیر شدی

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

من شیره درخت صبر و انواع تلخی ها را چشیدم ، ولی چیزی تلخ تر از فقر نیافتم . اگر روزی فقیر شدی فقرت را بین خود و خدایت پنهان کن و مردم را از آن با خبر نکن ، چون نزد آنان سبک می شوی. پس بازگرد به سوی کسی که تو را به فقر مبتلا نمود و او بر گشایش کارتو از همه تواناتر است و از او حاجت بخواه .

بحار الانوار ج 13 ص 432

------------------------

ü19- اگر وارد بر گروهی شدی

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

پسرم هر گاه به گروه و انجمنی در آمدی تیر سلام را به سویشان پرتاب کن و در کنارشان بنشین و سخنی نگو ، تا آنان سخن بگویند . اگر دیدی به یاد خدا سخن گویند تو هم با آنان شریک شو و گر نه از نزد آنان به سوی دیگران تغییر مکان بده .

تنبیه الخواطر ج1 ص31

------------------------------

ü20 – جابه جا کردن صخره ها از سر کوهها آسانتر است از ...

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

سخنت را در اختیار کسی که به آن گوش نمی دهد قرار نده ، چرا که جابه جا کردن صخره ها از سر کوهها آسانتر است از سخن گفتن با کسی که گوش شنوا ندارد .

ربیع الابرار ج 4 ص 262

-------------------------------

ü21- ملاک احترام به افراد

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

کسی را که از خدا اطاعت میکند خوار نکن و کسی را که از خدا نافرمانی می کند ، احترام نکن .

 

ربیع الابرار ج 4 ص136

----------------------------

ü22- مثال دوستی با فاسقان

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

از رفاقت با فاسقان بپرهیز ] زیرا[ آنان چون سگانند اگر چیزی نزد تو بیابند می خورند و گرنه ، تو را سرزنش و رسوا میکنند . و همانا دوستیشان بین خودشان لحظه ای است .

بحار الانوار ج 13 ص 428

-------------------------

ü23- دستت را تا آرنج در دهان اژدها کن اما ...

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

وقتی جبرییل حکمت را به لقمان ارزانی داشت و خواست که وداع کند سفارشی به او کرد و گفت که آن را بیاد داشته باش : ای لقمان ! اگر دستت را تا آرنج در دهان اژدها کنی بهتر است از اینکه از فقیری که ثروتمند شده چیزی را بخواهی.

محبوب القلوب ج 1 ص 196

--------------------------

ü24- کفاره برخی گناهان

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

هر گاه گناهی مرتکب شدی در پی آن صدقه ای بده تا آتش آن را خاموش سازد .

تنبیه الخواطر ج2 ص231

------------------------------

ü25- اگر درباره مرگ و زنده شدن پس از آن تردید داری

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

اگر درباره مرگ تردید داری  ، خواب را از خود دور کن -که نخواهی توانست - و اگر درباره رستاخیز تردید داری بیدار شدن از خواب را خود دور کن -که نخواهی توانست – زیرا اگر اندیشه کنی ، می دانی که جان تو در دست دیگری است و همانا خواب ، به منزله مرگ است و بیداری پس از خواب ، به منزله بر انگیخته شدن پس از مرگ .

قصص الانبیاء ص190 ح 239

--------------------------------

ü26- دانش اولین و آخرین در این سفارشهاست

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

تو را به 6 ویژگی سفارش می کنم که دانش اولین و آخرین در آنها گرد آمده است :

… دلت را در دنیا جز به اندازه ای که در آن می مانی مشغول نساز .

… برای آخرت به اندازه ماندگاریت در آن کار کن .

… از پروردگارت به اندازه نیازت به او اطاعت کن.

…تلاشت فقط در راستای رهایی از آتش جهنم باشد .

…جراتت بر ارتکاب گناهان به اندازه مقاومتت در آتش جهنم باشد .

…و هر گاه خواستی از مولایت نافرمانی کنی جایی را پیدا کن که او ترا نبیند .

المواعظ العددیه ص302

--------------------------

ü27- الخیر فی ما وقع

 

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

] بکوش تا [ هیچ کار خوش آیند و نا خوش آیندی برای تو پیش نیاید ، مگر اینکه در باطن خود ، آن را خیری برای خویش بشماری .

البدایة و النهایة ج 9 ص270

-----------------------

ü28- آفرینش زنان

لقمان به پسرش گفت : ای پسرم !

همانا زن از دنده ای کج آفریده شده که اگر راستش کنی آن را می شکنی و اگر رهایش کنی کج می ماند . آنان را در خانه ها نگهدار . اگر نیکی کردند نیکی هایشان را بپذیر و اگر بدی کردند ، شکیبا باش همانا شکیبایی از کارهای مهم و بزرگ است .

-------------------------